متن کامل چگونه در خانه عادت کتابخوانی بسازیم؟
علاقه به کتاب معمولاً با یک سخنرانی درباره اهمیت مطالعه آغاز نمیشود؛ در لحظههای کوتاه و خوشایندی شکل میگیرد که کودک کنار یک بزرگسال مینشیند، تصویرها را میبیند، سؤال میپرسد و احساس میکند نظرش مهم است. خانواده برای شروع به کتابخانه بزرگ، برنامه پیچیده یا فرزندِ از قبل کتابخوان نیاز ندارد. ده تا پانزده دقیقه زمان مشترک و تکرارشونده میتواند نقطه شروع باشد.
یونیسف پیشنهاد میکند خواندن را از سالهای نخست آغاز کنیم، بزرگسال الگوی مطالعه باشد، خواندن را نوبتی کنیم، به علاقههای کودک گوش بدهیم و زمان کتاب را به بخشی از برنامه روزانه تبدیل کنیم. این اصول در سنین مختلف شکل متفاوتی دارند، اما یک پیام مشترک دارند: کتاب باید وسیله ارتباط، کنجکاوی و لذت باشد، نه آزمونی پنهان برای سنجیدن کودک.
زمان کوتاه اما ثابت انتخاب کنید
بهترین زمان، زمانی است که واقعاً در برنامه خانواده جا میشود. برای یک خانواده، ده دقیقه پیش از خواب مناسب است؛ برای خانواده دیگر، بعد از عصرانه یا در مسیر رفتوآمد. زمان کوتاه و تقریباً ثابت، از یک جلسه طولانی و نامنظم اثرپذیرتر است. اگر کودک خسته یا بیقرار است، حتی پنج دقیقه خواندن با کیفیت بهتر از اصرار برای تمامکردن یک فصل است.
نامی ساده برای این زمان بگذارید: «وقت داستان»، «ده دقیقه کتاب» یا «قرار خواندن». تلفن و تلویزیون را در این بازه کنار بگذارید تا توجه مشترک واقعی باشد. اگر چند فرزند دارید، گاهی یک کتاب خانوادگی بخوانید و گاهی برای هر کودک زمان کوتاه جداگانه در نظر بگیرید.
کودک در انتخاب سهم داشته باشد
کتابی که از نظر بزرگسال آموزنده است، لزوماً برای کودک جذاب نیست. دو یا سه گزینه متناسب با سن فراهم کنید و اجازه دهید خودش یکی را انتخاب کند. علایق موقت را جدی بگیرید؛ دایناسورها، فوتبال، آشپزی، فضا، حیوانات، معما، طنز و داستان مصور همگی دروازههای خواندناند. کمیک و رمان تصویری نیز فرصت خواندن به حساب میآیند و نباید بهخاطر شکلشان کمارزش تلقی شوند.
در کودکستان، تصویرهای واضح، جملههای تکرارشونده و متن کوتاه مناسبترند. در سالهای نخست دبستان، کتابهایی که کودک بخشی از آنها را میتواند خودش بخواند و بخشی را بزرگسال ادامه دهد، فشار را کم میکنند. در پایههای بالاتر، موضوع و کیفیت داستان مهمتر از کوتاه یا بلند بودن کتاب است. کتابی که کمی آسان به نظر میرسد میتواند اعتمادبهنفس بسازد و کتاب دشوارتر را میتوان مشترک خواند.
خواندن را به گفتوگو تبدیل کنید
لازم نیست تمام متن را بیوقفه بخوانید. پیش از بازکردن کتاب، جلد را ببینید و بپرسید: «فکر میکنی این داستان درباره چیست؟» وسط داستان مکث کنید: «اگر جای این شخصیت بودی چه کار میکردی؟» یا «حدس میزنی بعدش چه میشود؟» پس از پایان، از کودک نخواهید خلاصه رسمی تحویل دهد. یک پرسش ساده مثل «کدام بخش بیشتر در ذهنت ماند؟» گفتوگوی طبیعیتری میسازد.
پرسشها نباید شبیه بازجویی باشند. اگر کودک فقط میخواهد گوش کند، اجازه دهید. گاهی شما برداشت خودتان را کوتاه بگویید تا نشان دهید خوانندهها میتوانند نظرهای متفاوت داشته باشند. برای کودک کوچکتر، اشاره به تصویر، پیدا کردن یک رنگ یا تقلید صدای شخصیتها شکل مناسبی از مشارکت است.
نوبتی بخوانید، اما سطح را امتحان نکنید
خواندن نوبتی میتواند از اشاره به تصویر و کاملکردن یک جمله تکراری شروع شود. کودک نوخوان شاید یک کلمه آشنا یا یک جمله کوتاه بخواند و بزرگسال بقیه صفحه را ادامه دهد. با افزایش مهارت، میتوانید صفحهها یا نقش شخصیتها را تقسیم کنید. اگر کودک روی واژهای مکث کرد، کمی فرصت بدهید و سپس بدون شرمندگی کمک کنید.
اصلاح پیدرپی تلفظ، زمان داستان را به کلاس جبرانی تبدیل میکند. اگر هدف آن لحظه لذتبردن از کتاب است، اشتباههای کوچک را که مانع فهم نمیشوند رها کنید. تمرین دقیق مهارت خواندن میتواند در زمان دیگری و با روش آموزگار انجام شود. کودک باید بداند رابطه عاطفی و لذت کتاب به درستخواندن همه کلمات وابسته نیست.
بزرگسال هم دیده شود که میخواند
الگو بودن به معنی مطالعه کتابهای سنگین نیست. خواندن یک کتاب، مجله، دستور غذا یا متن چاپی در حضور کودک و گفتن یک جمله درباره آن کافی است: «این بخش برایم جالب بود» یا «برای پیدا کردن جوابم این صفحه را خواندم». اگر تمام خواندن بزرگسال روی تلفن انجام شود، کودک همیشه نمیفهمد که او در حال مطالعه است. گاهی نام کاری را که میکنید بیان کنید.
میتوانید یک سبد کوچک کتاب در دسترس قرار دهید. تعداد زیاد لازم نیست. جابهجاکردن دورهای کتابها، قرضگرفتن از دوستان یا کتابخانه و مبادله میان خانوادهها تنوع ایجاد میکند. کتابها بهتر است در ارتفاعی باشند که کودک خودش بتواند بردارد و دوباره سر جایش بگذارد.
با بیمیلی کودک چه کنیم
نپذیرفتن یک کتاب به معنی نپذیرفتن مطالعه نیست. شاید موضوع مناسب نیست، زمان بد انتخاب شده یا متن برای سطح فعلی کودک دشوار است. از او بپرسید دوست دارد چه چیزی تغییر کند: کتاب کوتاهتر، موضوع دیگر، خواندن توسط والد یا زمان دیگری از روز. کتابی را که جذاب نیست میتوان ناتمام گذاشت؛ این تصمیم برای بزرگسالان هم طبیعی است.
از مقایسه با خواهر، برادر یا همکلاسی پرهیز کنید. شمارش کتاب میتواند برای بعضی کودکان انگیزهبخش باشد، اما اگر به رقابت یا فشار تبدیل شود، کیفیت تجربه را پایین میآورد. بهجای «چند صفحه خواندی؟» بپرسید «چه چیز تازهای پیدا کردی؟» یا «دوست داری دفعه بعد ادامه بدهیم؟».
کتاب را وارد زندگی روزمره کنید
داستان را میتوان با بازی، نقاشی، آشپزی یا گردش پیوند داد. پس از خواندن کتابی درباره گیاهان، یک دانه بکارید. پس از داستانی درباره محله، مسیر خانه تا پارک را نقاشی کنید. این فعالیتها آزمون درک مطلب نیستند؛ فرصتیاند تا کودک ببیند خواندن با جهان واقعی ارتباط دارد.
برای دانشآموزان بزرگتر، گفتوگو درباره تصمیم شخصیتها، پایان جایگزین یا نوشتن نامه کوتاه به یکی از شخصیتها جذاب است. اگر کودک به اطلاعات واقعی علاقه دارد، کتاب داستانی را با یک کتاب علمی ساده یا ویدیوی آموزشی معتبر همراه کنید. کتاب یکی از راههای کشف موضوع است، نه دیواری جدا از بقیه تجربهها.
یک برنامه هفتروزه قابلاجرا
روز اول فقط زمان و جای ثابت را انتخاب کنید. روز دوم کودک از میان چند کتاب انتخاب کند. روز سوم بخشی را نوبتی بخوانید. روز چهارم یک پرسش پیشبینی بپرسید. روز پنجم بزرگسال چیزی را که خودش میخواند معرفی کند. روز ششم درباره بخش محبوب هفته حرف بزنید و روز هفتم تصمیم بگیرید کدام کار را ادامه میدهید. لازم نیست هر هفت روز کامل باشند؛ هدف یافتن نسخهای است که خانواده بتواند تکرار کند.
اگر درباره رشد زبان، شنیدن، دیدن یا مهارت خواندن کودک نگرانی پایدار دارید، موضوع را با آموزگار و متخصص مربوط در میان بگذارید. این راهنما جای ارزیابی فردی را نمیگیرد. اما برای بیشتر خانوادهها، شروع کوچک روشن است: امشب یک کتاب انتخاب کنید، کنار هم بنشینید و ده دقیقه با کنجکاوی بخوانید.
منابع این مطلب
برای بررسی بیشتر، به منابع اصلی استفادهشده در تدوین این مطلب مراجعه کنید.
- How to teach your child to love reading UNICEF Parenting بازیابی: